کاش بودی وتوی آغوشت،
خواب صدتا بهشت میدیدم
یا که از باغ داغ لب هایت،
صدگل سرخ بوسه میچیدم
کاش بودی، کنار من، حالا
چای از دست تو چه خوردن داشت
من کنارت چقدر من بود و؛
شانه های تو تکیه دادن داشت
من کنارت عجیب، من،می شد
قاف را، با تو فتح میکردم
کاش بودی که بی تو دنیا را،
با چه زجری دوام اوردم...
من کنارت عجیب، من میشد
من کنارت، خود خودم بودم
با تو هر چه محال ممکن بود
بی تو هر چه زیاد کم بودم!
کاش بودی کنار من حالا
حال من بد گرفته میدانی؟
بی تو من را زمین زدند اینها
تا رسیدم به مرز ویرانی...
حال من بد گرفته بی انصاف
بغلم کن، که رو به تخریبم
کاش بودی کمی پناه من
بی تو در امتداد آسیبم...
بغلم کن که حال من خوش نیست
بد هوس کرده ام هوای تورا
کنج متروکه ای پر از ادم
آرزو کرده ام صدای تورا...